ترجمه متون تخصصي ترجمه متون تخصصي .

ترجمه متون تخصصي

ترجمه تخصصي


راهنماي سايت ترجمه

اين مطلب در سايت بي بي سي و با نگرش به ترجمه اي كه مخاطب آن شنوندگان راديو هستند، تهيه شده است.

ترجمۀ مقاله مفهوم به مفهوم

واحد بيان در هر زباني جمله است. فرض بر اين است كه گوينده موضوعي را كه مي خواهد به شنونده منتقل كند، در يك رشته از اين واحد ها يا جمله ها بيان مي كند. هر جمله اي، چه ساده، چه مركٌب، يك معناي كامل را در بر مي گيرد، به طوري كه شنونده بعد از شنيدن آن منتظر معناي ديگري از معناهايي است كه از به هم پيوستن آنها «موضوع» ساخته مي شود. جمله در هر زباني از كلمه هايي تركيب مي شود كه من آنها را به دو دسته تقسيم مي كنم: دسته اوٌل كلمه هاي اصلي كه عبارت است از فاعل، فعل، و مفعول، يا به گفتۀ بعضي از دستوردانان(grammarians)«نهاد» (subject) و «گزاره»(predicate) كه در مواردي به آنها «مبتدا» و «خبر» يا «مُسنَد» و «مُسنَد ٌ اليه» هم مي گويند، و دسته دوٌم كلمه هاي فرعي كه عبارت است از صفت، قيــد، حـرف اضافـه، حـرف ربط، مـوصـول و غـيره. بـراي بيــان يك معناي كامل، در صورتي كه فعل «لازم» (intransitive) باشد، جمله مفعول ندارد، چون فعلي كه از فاعل صادر مي شود، به خود فاعل بر مي گردد، و مستقيماً بر مفعولي واقع نمي شود. مثلاً فعلهاي خوابيدن، رفتن، برخاستن، نشستن، پريدن، مُردن همه «لازم» است، يعني مفعول مستقيم يا بيواسطه (direct object) ندارد. به جمله هايي با كاربردِ اين فعلها نگاه مي كنيم: 

• اسماعيل خوابيد. 
• او بعد از يك ساعت انتظار، كيفش را برداشت و رفت. 
• آنوقت ما برخاستيم و رفتيم. 
• همين كه نشست، كتابش را باز كرد. 
• پرنده تا مرا ديد، پريد و ناپديد شد. 
• هر جانداري، بالاخره يك وقت مي ميرد. 

امّا همين فعلهاي لازم در موردهايي مي تواند به واسطۀ حرف اضافه مفعول پيدا كند، مثلاً در جملۀ «او شب در رختخواب مرد» كه مردنِ او مفعول بيواسطه ندارد، امّا «رختخواب» در اين جمله مفعول غيرمستقيم يا بواسطۀ فعل مردن شده است. 

فعل متعدّي فعلي است كه از فاعل صادر مي شود و مستقيماً و بدون واسطه بر كسي يا چيزي كه در حالتِ مفعول است واقع مي شود، و حدّ اقلّ يك مفعول مستقيم يا بيواسطه دارد. مثلاً فعلهاي خواندن، ديدن، خوردن، آوردن، بردن، همه «متعدّي» است، يعني مفعول مستقيم يا بيواسطه دارد. به جمله هايي با كاربرد اين فعلها نگاه مي كنيم: 

• حسن (فاعل) كتابي (مفعول بيواسطه) را كه من به او دادم، خواند (فعل متعدّي) و ديروز آن را به من پس داد. 
• من (فاعل)ديروز اين پرنده (مفعول بيواسطه) را روي همين درخت ديدم (فعل متعدّي). 
• آنها ماهي (مفعول بيواسطه) را روي آتش كباب كردند و خوردند (فعل متعدّي). 
• پيشخدمت سيني غذا (مفعول بيواسطه) را آورد (فعل متعدّي) و آن را براي مشتري روي ميز گذاشت. 
• او گـلدان (مفـعول بيـواسـطه) را بـرد (فعـل متـعـدّي) و در كنار پنجره گذاشت. 

اگر دوباره اين جمله ها را بخوانيم، مي بينيم كه بعد از هرمفعول مستقيم يا بيواسطه، كلمۀ «را» به كار رفتــه است. بنا بر اين گفته اند كه «را» علامتِ مفعول بيواسطه است. 

جمله اي كه فقط يك فعل داشته باشد و معناي آن كامل باشد، جملۀ «ساده» است، مثل «هر جانداري، بالاخره يك وقت مي ميرد. » يا « آنها ماهي (مفعول بيواسطه) را روي آتش كباب كردند.» جمله اي كه بيش از يك فعل داشته باشد، جملۀ «مركّب» است، مثل « همين كه نشست، كتابش را باز كرد.» يا « پيشخدمت سيني غذا (مفعول بيواسطه) را آورد (فعل متعدّي) و آن را براي مشتري روي ميز گذاشت.» مي بينيم كه در جملۀ مركّبِ اوّل «همين كه نشست» با اينكه يك جمله است، معنيِ آن كامل نيست، و شنونده را منتظر نگاه مي دارد تا جملۀ بعدي، يعني «كتابش را باز كرد» مفهومِ آن را كامل كند، امّا جملۀ «(او) كتابش را باز كرد» جملۀ «ناقص» نيست و معناي «كامل» دارد. جملۀ مركّب در بسياري موردها از جمله هاي ناقص و كامل، هر دو، ساخته مي شود. 

در بعضي موردها ممكن است كه دو جمله با «واو عطف» درحالت حرف ربط به هم بپيوندد، امّا هريك از اين جمله ها، چه ساده و چه مركّب، جمله اي مستقل باشد. بنا بر اين نبايد تصوّر كرد كه مجموع جمله هايي كه با يك يا چند «واو عطف» به هم مي پيوندد، يك جملۀ مركّب مي سازد. 

مثالي مي آورم: «روز گذشته شورشيان به يك فرودگاه حمله كردند و بايد در نظر داشت كه حملات شورشيان در چند ماه اخير افزايش يافته است.»* در اين مورد دو جملۀ كاملِ مستقلّ داريم كه با «واو عطف» به هم پيوسته است. مي توانيم «واو عطف» را برداريم و به جاي آن نقطه بگذاريم: « روز گذشته شورشيان به يك فرودگاه حمله كردند. بايد در نظر داشت كه حملات شورشيان در چند ماه اخير افزايش يافته است.» پس در اين مورد «واو عطف» از اين دو جمله يك جملۀ مركّب نساخته است. هر يك از اين دو جمله معناي كامل دارد و در معني به ديگري وابسته نيست. 


حالا مـثال ديگـري مي آورم: «آقـاي برنـز ايـن سـخنـان را پس از گفت و گو با آقاي ياسر عرفات، رهبر فلسطينيان، در شهر رام الله، واقع در كرانۀ باختري رود اُردُن، ايراد كرد، و اين لحظاتي بعد از وقوع انفجار دوّمين بمبي بود كه در يك خودرو، در شهر بيت المقدّس، كار گذاشته شده بود.» در اين مورد جملۀ « آقاي برنز اين سخنان را پس از گفت و گو با آقاي ياسر عرفات، رهبر فلسطينيان، در شهر رام الله، واقع در كرانۀ باختري رود اُردُن، ايراد كرد» در معني كامل است، امّا جملۀ « و اين لحظاتي بعد از وقوع انفجار دوّمين بمبي بود كه در يك خودرو، در شهر بيت المقدّس، كار گذاشته شده بود»، به تنهايي در معناي خود كامل و مستقلّ نيست و به معناي جملۀ قبلي وابسته است. در اين مورد «واو عطف» براي پيوند در «جملۀ مركّب» به كار رفته است. 

در زبان انگليسي هم، كه بيشتر اخبار و گزارشها و تفسيرها از آن به زبان فارسي ترجمه تخصصي مي شود، «فعل لازم» و «فعل متعدّي»، «جمله»، «جملۀ ساده»، و «جملۀ مركّب»، جز آنچه در موردِ آنها در زبان فارسي گفته شد، تعريف ديگري ندارد، امّا تركيبِ جمله هاي انگليسي و ترتيب كلمه هاي اصلي و فرعي در جمله با تركيب و ترتيبِ آنها در زبان فارسي تا اندازه اي تفاوت دارد. همين تفاوت موضوعي است كه بسياري از مترجمان به آن توجّهي ندارند و در نتيجه ترجمۀ آنها اوّلاً فاقدِ روالِ طبيعيِ گفتار در زبان فارسي است، و ثانياً جمله هاي آنها معناي روشن و رسا ندارد. 

برچسب: ترجمه تخصصي،ترجمه مقاله،سايت ترجمه،مترجم زبان انگليسي،
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۳ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۵:۴۴:۲۰ توسط:مترجم موضوع:

:: مطالب مشابه
[RelPostTitle] [RelPostTitle]
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :